عبد الرحمن جامى

60

أشعة اللمعات ( فارسى )

از روى معنى گواهى هست ، مر پدر بودن من وى را » و آن گواه ، انتشاء حقيقت آدم است از حقيقت وى انتشاء صورت وجودى آدم از صورت وجودى وى - چنان‌كه گذشت . و اگر چنانچه به حسب وجود عنصرى گيرند ، به آن اعتبار تواند بود كه وى علّت غايى وجود آدم است و علّت غايى را به اعتبار علمى ، مرتبهء پدرى است نسبت به ذو الغايه ؛ گفتا به صورت ار چه ز اولاد آدمم * از وى به مرتبه ز همه حال برترم اين بيت ترجمهء بيت عربى سابق است . چون بنگرم در آينه ، عكس جمال خويش * گردد همه جهان به حقيقت مصورم يعنى چون بنگرم در آينهء علم و شهود ، عكس جمال خويش را آن جمال احديّت ، جمع جميع حقايق است بر وجه كلّى جملى ، حقيقت جهان و جهانيان در آن آينه مصوّر شود و صورت بندد ؛ زيرا كه همه اجزاء و تفاصيل منند . خورشيد آسمان ظهورم عجب مدار * ذرات كائنات اگر گشت مظهرم نسبت ظهور را كه مرتبهء اسم الظاهر است از جهت رفعت قدر و اشتمال بر نجوم تعيّنات الهى و كونى ؛ زيرا كه اسمى است كلّى « 1 » از اسماء الهى كه اوّل مراتب وى تعيّن اوّل است « 2 » و همهء مراتب تعيّنات تا ابد الآبدين در وى مندرج « 3 » ، به آسمان تشبيه كرده است و حقيقت محمّدى را به آفتاب ، كه از باطن غيب هويّت به حركتى معنوى بر افق آسمان ظهور ، كه آن افق اوّل مراتب اسم الظاهر است طالع شده و ازآنجا در همهء

--> - آدم ابو البشر متولد است ؛ ليكن معنى حقيقت انسانى در آدم كه نقطهء غايى كمالى او همين تعيّن است ، شاهدى فصيح و گوياست بر ثبوت ابوّت آن تعيّن . ( 1 ) . كه حاكم است هم بر مرتبهء احدى و هم بر مرتبهء واحدى . ( 2 ) . كه تعيّن وصفى است . ( 3 ) . يعنى تمام مراتب تعيّنات را كه در اين اسم الظاهر مندرج است به آسمان تشبيه كرده است و حقيقت محمّدى را به آفتاب .